على محمدى خراسانى

50

شرح رسائل (فارسى)

به تنصيف دار مىشود كه نصف را به زيد و نصف را به بكر مثلا مىدهند و هذا هو الجمع العملي . مرحوم محقق قمى به شهيد ثانى اعتراض كرده كه در اين مثالى كه شما آورديد اصحاب كه حكم به تنصيف كرده‌اند از باب جمع عملى نيست بلكه از باب ترجيح است به اينكه در تعارض بينات جمعى مىگويند بينة الداخل رجحان دارد . و بعضى مىگويند بينة الخارج رجحان دارد . و اينكه خانه را تنصيف مىكنند مربوط به ترجيح بينه داخل يا خارج است و در مثال مذكور كه هر دو ذو اليد هستند نمىشود گفت داخل و خارج چون هر دو هم داخلند و هم خارج ، هر دو در نصف داخل و از نصف ديگر خارجند و از باب ترجيح بينات به هريك نصف مىرسد چه بينه داخل را ترجيح دهيم و چه بينه خارج را هر دو مدعى را شامل است پس تنصيف الدار ربطى به جمع بينات ندارد بلكه مربوط به ترجيح بينة الداخل او الخارج است . البته جناب شهيد ثانى مثال ديگرى هم دارند كه اعتراض محقق قمى به آن وارد نيست و آن اينكه دو نفر بر سر منزلى منازعه دارند و خانه دست هيچ‌كدام نيست بلكه هر دو خارج و مدعى هستند و اقامه بينه كرده‌اند و بينات متعارض شده و در اينجا نيز اصحاب فتوى به تنصيف دار كرده‌اند و اشكال قمى كه از باب ترجيح بينه داخل يا خارج به اين فرض دارد نيست . البته مرحوم شيخ ره مىفرمايد تمام اين‌ها محل اشكال است زيرا كه قاعده ايجاب مىكند كه عند تعارض البينات تساقط كنند و لكن اصحاب گفته‌اند اينجا جاى جمع عملى است كه بايد ديد دليل آن چيست ؟ و آيا مقبول است يا خير ؟ مرحوم شيخ قبل از اقامه ادلّه مثال ديگرى هم اضافه كرده‌اند و آن در